خوش آمدید

جستجو

تبلیغات





شهریور95

    سلام

    امتحانامو دادم ریاضیو احتمالن 19 شم ولی فیزیکو خراب کردم.

    بابابام قهرم، نمیدونم شاید اون با من قهره ولی ب هر حال با هم قهریم

    باو اهوراو اتو سا ی هفته اونجا بودن بعد منو بدبخت کردن اخر سرم میاد میگه تو ک دوس داری اینا اینجا باشن

    ایش

    امم دیگه... اها سعید امسال دیگه معلم میشه خخخخخ خوب بسرش میاد بزا انقد شوال پارچه ای بپوشه ک پدرش در آد!

    ی چیزی برام سواله این وسط اینه ک نمیدونم نمیفهمه ک من باهاش مثه قبل نیستم یا خودشو ب نفهمی میزنه؟!؟! اصن اگه میتونستم حالا حالاها باهاش قهر بودم، بچه پرروووو؛ ولی عید ک رفتیم اونجا (تازه اونجاام نمیخواستم برم فقط از دادا ترسیدم وگرنه عمرا پامو اونجا نمیذاشتم.) اره داشتم میگفتم رفتیم اونجا بابام بش گف غائزه ازت ناراحته اونم اومد گف عه ناراحته؟! چرا ناراحته؟ مگه چی شده... دیگه مجبورم کردن مامان بابام باش اشتی کنم...

    در هر حال مامانم راس میگف، تا کی میخواستم قهر باشم اصن با این کارا خودمو مسخره میکردم آخه کی باور میکرد؟

    اصن چ ربطی داش اینارو گفتم؟ میخواستم در مورد مدرسه بگم...

    ساله دیگه هم مهسا تو مدرسس هم کوثر

    خدا کنه مهسا ابرومو نبره بخدا انقد میترسم...

    امم دیگه اینکه دلم برا boy over flowers  تنگ شده... خدا رحم کرد خذفش کردم وگرنه تا حالا هزار باره دیده بودمش:|

    برا گرگو میشم، هنوز پنجشم ندیدم

    اصن کلن برا خر بازیام دلم تنگ شده...

    نمیدونم چرا انقد تن تن رفتارام عوض میشه؟ فک کنم دارم بزرگ میشم

    امروزم مامیمو ددیمو شادی رفتن خرید هرچی گفتن توام بیا نرفتم! اصن حوصله یه خریدو بازارو نداشتم فک کن منی ک برا خرید خودمو میکشتم یکی از بزرگترین لذتام تو زندگیم خرید کردن بود الا اصن فک کردن بهشم حالمو بد میکنه اینکه همش بری ازاین پاساژ ب اون پاساژ از این طبقه ها بری بالا پاین بعد از همه بدتر تو مغازه ها منتظر بمونی همش سر پا.. اه اه اه فقط گفتم چنتا دفترو خودکار آبی برام بخرن همین!

    والا...

    وای حداا امسال انقد خرج رو دستشون گذاشتم ک نگووو از پوله کتابو کلاسو ازمونو امتحانا ک بگذریم دو بار تصادف کردیم منو بابا ک اونم هر بار بابا میخواس منو برسونه!!!

    باره اول ک بارون باریه بود زمین خیس بود بعد سر یه پیچ بابا ترمز گرف 360درجه دور خودمون چرخیدیم سپره جلوش داغون شد...

    باره دومم ک باز منو میخواس برسونه ک یه موتوره زد بمون تازه ما مقصر شدیم جریمه اونم دادیم ماشینه خودمونم ک داغون شد:|

    منم گفتم دیگه هیچوقت لازم نیس منو هیچجا برسونه بابام

    بخدا انقد عذاب وجدان گرفتم... اه

    فقط خدا کنه این هه ک برام زحمت میکشن بتونم جوابه زحمتاشونو بدم...

    اونا فقط ازم میوان ک درس بخونم منم واقعا دام تلاشمو میکنم ک درسامو بخونمو خوشحالشون کنم.

    اگرم کسی مغز خر خورده بودو اینارو خوند ازش خواهش میکنم ک برام خیلی خیلی دعا کنه ک تو درسام و در نهایت تو کنکور موفق شم... من فقط پزشکی میخوام و باید بهش برسم...

    ی چیزم یادم رف:

    خداجون خیلی ازت ممنونم ک  ب حرفام گوش میدی و حواست بم هس ب جون امام زمان قسم خیییییلی دوس دارم

    خب دیه انگشتام درد گرف...

    فعلا

     


    این مطلب تا کنون 5 بار بازدید شده است.
    منبع
    برچسب ها : انقد ,اونجا ,برام ,برسونه ,خیلی ,باره ,رفتیم اونجا ,
    شهریور95

تبلیغات


    محل نمایش تبلیغات شما

پربازدیدترین مطالب

آمار

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

آخرین کلمات جستجو شده